آشنایی با انواع کمپین Google Ads؛ از سرچ تا Performance Max

اگر تبلیغات گوگل کلیک می‌گیرد اما لید درست نمی‌آورد، شاید مشکل از بودجه یا متن آگهی نباشد؛ شاید نوع کمپین را اشتباه انتخاب کرده‌اید. در این مقاله انواع کمپین Google Ads را با نگاه عیب‌یاب بررسی می‌کنیم.

مرتضی ریاحی
آشنایی با انواع کمپین Google Ads؛ از سرچ تا Performance Max
فهرست مقالهنمایش

باید تصمیم بگیرید بودجه را روی کمپین سرچ نگه دارید، به Performance Max منتقل کنید، یا قبل از هر افزایش هزینه، صفحه فرود را اصلاح کنید. همین نقطه، جایی است که بسیاری از اکانت‌های Google Ads از مسیر جذب مشتری خارج می‌شوند: کلیک هست، هزینه مصرف می‌شود، گزارش‌ها ظاهراً زنده‌اند، اما لید باکیفیت نمی‌آید.

در چنین وضعیتی، سؤال درست فقط این نیست که چرا تبلیغات کلیک می‌گیرد اما مشتری نمی‌آورد. سؤال دقیق‌تر این است: آیا نوع کمپینی که انتخاب کرده‌ایم با مرحله تصمیم‌گیری مخاطب، کیفیت لندینگ، مدل فروش و ظرفیت پیگیری لید هماهنگ است؟ انواع کمپین Google Ads برای یک هدف واحد ساخته نشده‌اند. سرچ، دیسپلی، ویدئو، شاپینگ، اپ، Demand Gen و Performance Max هرکدام رفتار، داده و سطح کنترل متفاوتی دارند. راهنمای رسمی Google Ads هم کمپین‌ها را بر اساس هدف، جایگاه نمایش و نوع دارایی تبلیغاتی از هم جدا می‌کند؛ Performance Max نیز به‌عنوان کمپینی هدف‌محور برای دسترسی به موجودی تبلیغاتی گوگل از یک کمپین معرفی شده است. https://support.google.com/google-ads/answer/2567043

تشخیص اولیه: وقتی کلیک زیاد است اما فرم، تماس یا درخواست مشاوره کم می‌آید، قبل از متهم کردن گوگل ادز، باید سه چیز را بررسی کرد: نوع کمپین، نیت کاربر، و کیفیت مسیر بعد از کلیک.

وضعیت اولیه پروژه: اکانتی که فعال بود اما قانع‌کننده نبود

در یک سناریوی رایج برای شرکت‌های خدماتی، اکانت تبلیغاتی به ظاهر بد کار نمی‌کند. نرخ کلیک بد نیست، چند کلمه کلیدی هزینه می‌خورند، بعضی روزها تماس هم ثبت می‌شود، اما مدیر فروش از کیفیت لیدها ناراضی است. چند نفر فقط قیمت می‌پرسند، چند نفر اصلاً متوجه خدمت نشده‌اند، و بخشی از فرم‌ها اطلاعات ناقص دارند. مشکل از کم‌کاری تیم تبلیغات نیست؛ مشکل از این است که کمپین با یک فرض ساده شروع شده: هرکس در گوگل سرچ کند، احتمالاً مشتری است.

تصویر مفهومی درباره انواع کمپین Google Ads در تبلیغات دیجیتال و جذب لید
نمایی مفهومی از انواع کمپین Google Ads برای توضیح بهتر نکات این محتوا.

این فرض همیشه غلط نیست، اما کامل هم نیست. کسی که عبارت عمومی سرچ می‌کند، با کسی که نام یک خدمت تخصصی همراه با شهر، قیمت، برند یا مشکل مشخص را جست‌وجو می‌کند، در یک مرحله از قیف فروش قرار ندارد. حالا اگر برای هر دو گروه یک پیام، یک بودجه، یک صفحه و یک مدل مزایده انتخاب شود، نتیجه همان چیزی می‌شود که زیاد می‌بینیم: کلیک‌های قابل دفاع، لیدهای غیرقابل دفاع.

اشتباه اصلی این پروژه‌ها معمولاً انتخاب کمپین نیست؛ انتخاب کمپین بدون تشخیص است. Search را روشن می‌کنند چون شنیده‌اند برای جذب لید بهتر است. Performance Max را اضافه می‌کنند چون گوگل پیشنهاد داده. Display را تست می‌کنند چون کلیک ارزان دارد. اما هیچ‌کس نمی‌پرسد این کمپین قرار است چه بخشی از تصمیم مشتری را جلو ببرد.


قدم اول عیب‌یابی: کمپین سرچ همیشه جواب نیست، اما نقطه تشخیص خوبی است

کمپین سرچ برای زمانی مناسب است که مخاطب نیازش را با کلمه بیان می‌کند. اگر کاربر سرچ می‌کند خرید نرم‌افزار حسابداری برای شرکت پخش، و شما دقیقاً چنین خدمتی دارید، Search می‌تواند بهترین نقطه شروع باشد. دلیلش روشن است: نیت کاربر آشکارتر از کانال‌هایی مثل Display یا Video است. اما سرچ هم اگر بی‌دقت بسته شود، به‌جای لید، فقط هزینه قابل گزارش تولید می‌کند.

در پروژه‌ای که از آن صحبت می‌کنیم، اولین ایراد در سرچ ترم‌ها پیدا شد. بخشی از بودجه روی عبارت‌هایی می‌رفت که ظاهراً مرتبط بودند اما نیت خرید نداشتند؛ عبارت‌های آموزشی، مقایسه‌های خیلی ابتدایی، جست‌وجوهای استخدامی، و حتی کلمات نزدیک اما خارج از خدمت. این همان جایی است که کمپین سرچ از ابزار جذب لید به ابزار جمع‌آوری ترافیک مبهم تبدیل می‌شود.

چه زمانی Search انتخاب درست است؟

  • وقتی محصول یا خدمت شما تقاضای آشکار در گوگل دارد.
  • وقتی می‌توانید نیت‌های مختلف را با گروه‌های تبلیغاتی جدا مدیریت کنید.
  • وقتی صفحه فرود برای همان عبارت و همان وعده ساخته شده است.
  • وقتی تیم فروش می‌تواند تماس یا فرم را سریع پیگیری کند.

نسخه بهتر این بود: کلمات عمومی از کلمات تصمیم‌محور جدا شدند، عبارت‌های منفی اضافه شد، پیام آگهی با درد واقعی مخاطب هماهنگ شد، و برای هر دسته مهم یک مسیر بعد از کلیک تعریف شد. اینجا بود که بحث لندینگ پیج گوگل ادز جدی شد؛ چون کمپین سرچ خوب، اگر کاربر را به صفحه‌ای عمومی و سرد بفرستد، فقط نیمه اول کار را درست انجام داده است.

نکته تصمیم‌ساز: اگر بودجه محدود دارید و خدمت شما در گوگل جست‌وجوی مستقیم دارد، معمولاً سرچ را قبل از کمپین‌های گسترده‌تر اصلاح کنید. گسترش کانال قبل از تمیز کردن نیت جست‌وجو، خطا را بزرگ‌تر می‌کند.

Display و Video: وقتی مشکل آگاهی است، نه فقط تبدیل

دومین تصمیم در پروژه این بود که آیا باید کمپین دیسپلی یا ویدئویی اضافه شود یا نه. پاسخ سریع وسوسه‌کننده بود: بله، چون کلیک ارزان‌تر می‌آورد. اما این پاسخ از همان ابتدا ایراد داشت. کلیک ارزان اگر از مخاطب سرد بیاید و وارد صفحه‌ای شود که برای تصمیم فوری طراحی شده، نه تنها کمک نمی‌کند، بلکه داده‌های اکانت را هم آلوده می‌کند.

Display و Video برای ساختن آشنایی، یادآوری، پرورش تقاضا و ریمارکتینگ می‌توانند مفید باشند. اما اگر از آن‌ها انتظار داشته باشیم مثل سرچ، در همان برخورد اول لید داغ تولید کنند، معمولاً ناامید می‌شویم. گوگل در دسته‌بندی رسمی خود، فرمت‌ها و جایگاه‌های مختلف را بر اساس نوع کمپین و هدف کمپین تفکیک می‌کند؛ یعنی نوع نمایش تبلیغ فقط مسئله ظاهری نیست، روی نیت کاربر و کیفیت تعامل هم اثر دارد. https://support.google.com/google-ads/answer/1722124

در بازبینی کمپین، Display قبلی با پیام مستقیم فروش اجرا شده بود؛ تصویری عمومی، تیتر کلی، و مقصدی که برای کاربر آشنا طراحی نشده بود. نتیجه؟ بازدید زیاد، زمان کم، نرخ تبدیل پایین. ایراد از Display نبود؛ از استفاده فروش‌محور از کانالی بود که برای مخاطب نیمه‌سرد یا سرد به مراقبت بیشتری نیاز دارد.

نسخه بهتر برای Display و Video

به‌جای فشار روی فرم مشاوره، پیام‌ها مرحله‌ای شدند. برای مخاطبانی که قبلاً از صفحه خدمات بازدید کرده بودند، ریمارکتینگ با وعده مشخص اجرا شد. برای مخاطبان جدید، پیام‌ها به‌جای فروش مستقیم، روی مسئله و نشانه‌های درد متمرکز شدند. صفحه مقصد هم کوتاه‌تر و توضیحی‌تر شد؛ نه به قصد گرفتن همه لیدها، بلکه برای جدا کردن مخاطب کنجکاو از مخاطب آماده گفت‌وگو.

دیسپلی و ویدئو زمانی مفیدند که نقش‌شان را درست تعریف کنید. اگر نقش آن‌ها آگاهی و بازگشت مخاطب است، معیار موفقیت فقط فرم نیست. باید رفتار بعد از کلیک، بازدیدهای برگشتی، تعامل با صفحات کلیدی و سهم آن‌ها در مسیر تبدیل هم دیده شود.


Shopping و App: کمپین‌های تخصصی برای مدل‌های تخصصی

بعضی کسب‌وکارها اصلاً مسئله‌شان لید خدماتی نیست. فروشگاه اینترنتی دارند، موجودی محصول مهم است، قیمت و تصویر محصول در تصمیم کاربر نقش دارد، یا اپلیکیشنی دارند که نصب و تعامل داخل برنامه برایشان ارزش دارد. در این موارد، کمپین‌های Shopping و App از جنس دیگری‌اند و نباید با منطق کمپین خدماتی سنجیده شوند.

Shopping برای کسب‌وکارهایی معنا دارد که فید محصول، قیمت‌گذاری، موجودی، رقابت محصولی و مسیر خرید آنلاین مشخص دارند. اگر یک فروشگاه بدون فید تمیز و صفحه محصول قانع‌کننده سراغ Shopping برود، باز هم مشکل به کمپین برنمی‌گردد؛ زیرساخت ناقص است. برای App هم همین است: اگر رویدادهای داخل اپ تعریف نشده، کیفیت نصب‌ها سنجیده نمی‌شود و فقط تعداد دانلود مهم است، کمپین می‌تواند عدد بسازد اما ارزش واقعی نه.

در پروژه مورد بحث، Shopping و App موضوع اصلی نبودند، اما همین مقایسه یک نکته مهم را روشن کرد: هر نوع کمپین یک زبان اندازه‌گیری دارد. برای خدمات B2B، فرم خام کافی نیست. برای فروشگاه، سفارش نهایی و ارزش سبد مهم است. برای اپلیکیشن، نصب به‌تنهایی کافی نیست و باید رفتار بعد از نصب دیده شود.

هشدار آرام اما جدی: اگر تبدیل را اشتباه تعریف کنید، هر نوع کمپینی می‌تواند موفق به نظر برسد؛ حتی وقتی برای کسب‌وکار شما ضرر می‌سازد.

Demand Gen: برای وقتی که بازار باید گرم شود

Demand Gen برای کسب‌وکارهایی مطرح می‌شود که می‌خواهند تقاضا را قبل از لحظه سرچ بسازند یا مخاطب را در فضاهای تصویری و ویدئویی درگیر کنند. این کمپین بیشتر به درد برندهایی می‌خورد که پیام، دارایی بصری و شناخت خوبی از پرسونای مخاطب دارند. اگر فقط یک تیتر فروش و یک صفحه تماس دارید، Demand Gen احتمالاً زودتر از آن‌که به لید کمک کند، ضعف پیام شما را نشان می‌دهد.

در پروژه‌های خدماتی، Demand Gen وقتی معنی پیدا می‌کند که کمپین سرچ به حدی از نظم رسیده باشد و حالا بخواهیم حجم بازار را بزرگ‌تر کنیم. مثلاً شرکت مشاوره‌ای که برای چند عبارت اصلی لید می‌گیرد، می‌تواند برای مسئله‌های بالادستی مخاطب محتوای تبلیغاتی بسازد: نشانه‌های ناکارآمدی فروش، هزینه پنهان سیستم دستی، یا مقایسه روش‌های جذب مشتری. این پیام‌ها قرار نیست همه را همان لحظه به فرم برسانند؛ قرار است مخاطب مناسب را وارد مدار آشنایی کنند.

ایراد رایج این است که Demand Gen را با همان توقع Search اجرا می‌کنند. وقتی کاربر هنوز مسئله را نام‌گذاری نکرده، فشار روی درخواست مشاوره زودهنگام است. نسخه بهتر این است که پیشنهاد میانی داشته باشید: راهنما، ارزیابی کوتاه، چک‌لیست، وبینار، یا صفحه‌ای که مسئله را دقیق توضیح دهد.


Performance Max: فرصت بزرگ، جعبه سیاه بزرگ‌تر

Performance Max جذاب است چون وعده می‌دهد از یک کمپین، به کانال‌های مختلف گوگل دسترسی داشته باشید: سرچ، دیسپلی، یوتیوب، جیمیل، دیسکاور، مپس و موجودی‌های دیگر. این مدل برای بعضی کسب‌وکارها واقعاً می‌تواند مقیاس ایجاد کند، به‌خصوص وقتی داده تبدیل کافی، دارایی‌های تبلیغاتی متنوع و هدف‌گذاری ارزشی درست وجود دارد. طبق توضیح رسمی گوگل، Asset Group در Performance Max از متن، تصویر، ویدئو، لوگو، سیگنال مخاطب و سایر دارایی‌ها تشکیل می‌شود و این دارایی‌ها در کانال‌های مختلف ترکیب و نمایش داده می‌شوند. https://support.google.com/google-ads/answer/10724492

اما همین مزیت، نقطه خطر هم هست. Performance Max کنترل کمتری نسبت به سرچ کلاسیک می‌دهد. اگر داده تبدیل شما بی‌کیفیت باشد، الگوریتم دقیقاً همان را یاد می‌گیرد. اگر همه فرم‌ها را تبدیل ارزشمند حساب کنید، حتی فرم‌های بی‌ربط، کمپین یاد می‌گیرد فرم بیشتر بیاورد، نه مشتری بهتر. اگر برند شما سرچ زیادی دارد، ممکن است بخشی از عملکرد خوب کمپین از تقاضای آماده‌ای بیاید که قبلاً وجود داشته، نه از کشف مشتری جدید.

در پروژه‌ای که روایت می‌کنیم، پیشنهاد اولیه این بود که بودجه بیشتری به PMax داده شود چون هزینه هر تبدیل ظاهراً پایین‌تر بود. بررسی دقیق‌تر نشان داد بخشی از تبدیل‌ها کیفیت فروش نداشتند و بخشی از ورودی‌ها از مسیرهایی می‌آمدند که برای تصمیم‌گیری B2B بیش از حد سرد بودند. نسخه بهتر این شد: Performance Max متوقف نشد، اما بی‌قید هم بزرگ نشد. اول تبدیل‌ها دسته‌بندی شدند، لیدهای بی‌کیفیت از سیگنال اصلی کنار رفتند، دارایی‌های تبلیغاتی بر اساس خدمت و مخاطب تفکیک شد، و بودجه به‌صورت مرحله‌ای افزایش پیدا کرد.

چه زمانی PMax را زود شروع نکنیم؟

  • وقتی هنوز نمی‌دانید کدام کلمات سرچ لید خوب می‌آورند.
  • وقتی کانورژن ترکینگ ناقص یا بیش از حد ساده است.
  • وقتی تفاوت لید خوب و بد در CRM ثبت نمی‌شود.
  • وقتی فقط یک پیام عمومی و چند تصویر ضعیف دارید.
  • وقتی مدیر کسب‌وکار انتظار دارد همه‌چیز از روز اول شفاف و قابل کنترل باشد.

Performance Max برای پنهان کردن بی‌نظمی اکانت نیست؛ برای مقیاس دادن به سیستمی است که حداقل‌های داده، پیام و تبدیل را درست چیده باشد.


اشتباه محوری: انتخاب کمپین بدون نقشه مسیر مشتری

بعد از بررسی همه کمپین‌ها، ایراد اصلی پروژه روشن شد: اکانت بر اساس گزینه‌های داخل پنل چیده شده بود، نه بر اساس مسیر تصمیم مشتری. در پنل گوگل، انتخاب نوع کمپین ساده به نظر می‌رسد؛ اما در کسب‌وکار واقعی، هر کمپین باید نقشی در قیف داشته باشد. Search برای شکار تقاضای آشکار. Display و Video برای یادآوری و گرم کردن. Demand Gen برای ساختن علاقه و آگاهی. Performance Max برای مقیاس، البته وقتی داده و پیام آماده‌اند.

اگر این نقش‌ها با هم قاطی شوند، گزارش‌ها گمراه‌کننده می‌شوند. نرخ کلیک Display را با Search مقایسه می‌کنید و نتیجه اشتباه می‌گیرید. هزینه لید PMax را می‌بینید اما کیفیت تماس‌ها را نمی‌سنجید. سرچ را به خاطر هزینه بالاتر سرزنش می‌کنید، در حالی که همان چند کلیک گران‌تر، مشتریان جدی‌تری آورده‌اند.

برای همین، در عیب‌یابی اکانت، به‌جای پرسیدن اینکه بهترین نوع کمپین گوگل ادز چیست، باید پرسید برای این کسب‌وکار، در این مرحله، با این بودجه و این صفحه فرود، کدام کمپین کم‌ریسک‌ترین قدم بعدی است؟ این سؤال ساده‌تر به نظر می‌رسد، اما پاسخ دقیق‌تری می‌دهد.

اگر مسئله اصلی شما دقیقاً این است که هزینه می‌کنید اما لید قابل پیگیری نمی‌گیرید، خواندن مقاله چرا تبلیغات کلیک می‌گیرد اما مشتری نمی‌آورد؟ راهنمای عیب‌یابی گوگل‌ا می‌تواند تصویر عمیق‌تری از خطاهای بعد از کلیک بدهد.


چک‌لیست اصلاح: قبل از تغییر نوع کمپین این موارد را ببینید

در پایان پروژه، تصمیم عجولانه برای افزایش بودجه کنار گذاشته شد. به‌جای آن، یک چک‌لیست تشخیصی ساخته شد؛ چک‌لیستی که برای بیشتر کسب‌وکارهای خدماتی ایرانی هم کاربرد دارد. این فهرست قرار نیست جای تحلیل اکانت را بگیرد، اما جلوی تصمیم‌های پرهزینه و سریع را می‌گیرد.

  • نیت جست‌وجو: آیا کلمات شما نشان‌دهنده نیاز واقعی، مقایسه، آموزش یا کنجکاوی هستند؟ همه این‌ها ارزش یکسان ندارند.
  • صفحه فرود: آیا پیام صفحه دقیقاً ادامه وعده آگهی است یا کاربر بعد از کلیک وارد صفحه‌ای عمومی می‌شود؟
  • تعریف تبدیل: آیا هر فرم ارسالی را موفقیت می‌دانید یا کیفیت لید بعد از تماس هم وارد تحلیل می‌شود؟
  • تفکیک کمپین‌ها: آیا کمپین‌ها بر اساس نقش در قیف جدا شده‌اند یا همه انتظار فروش فوری دارند؟
  • داده فروش: آیا می‌دانید کدام کمپین واقعاً مشتری ساخته، نه فقط فرم؟
  • کنترل بودجه: آیا بودجه به کمپین‌هایی می‌رود که بیشترین عدد را نشان می‌دهند یا بیشترین ارزش را می‌سازند؟
نسخه عملی: قبل از اضافه کردن کمپین جدید، یک هفته تا ده روز داده سرچ ترم، کیفیت لید، رفتار لندینگ و گزارش فروش را کنار هم ببینید. پنل گوگل تنها بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد؛ بخش دیگر در مکالمه فروش و رفتار کاربر پنهان است.

جمع‌بندی روایی: نتیجه وقتی بهتر شد که کمپین‌ها نقش گرفتند

نتیجه پروژه با یک تغییر جادویی به دست نیامد. کمپین سرچ تمیزتر شد، بعضی کلمات متوقف شدند، بودجه از کلیک‌های مبهم به نیت‌های جدی‌تر منتقل شد، Display از فروش مستقیم به یادآوری و ریمارکتینگ تغییر نقش داد، و Performance Max فقط بعد از اصلاح سیگنال‌های تبدیل دوباره بودجه گرفت. همین تغییر نگاه، کیفیت گزارش‌ها را عوض کرد؛ چون هر کمپین دیگر قرار نبود همه کارها را هم‌زمان انجام دهد.

برای کسب‌وکارهای خدماتی، مهم‌ترین درس همین است: انتخاب میان Search، Display، Video، Demand Gen یا Performance Max یک تصمیم فنی صرف نیست. تصمیمی تجاری است؛ درباره این‌که پول شما در کدام لحظه از ذهن مشتری خرج شود. اگر مشتری هنوز مسئله را نمی‌شناسد، فشار فروش زود است. اگر آماده خرید است، پیام آموزشی کافی نیست. اگر داده فروش ندارید، اتوماسیون می‌تواند خطای شما را تقویت کند.

کمپین خوب، کمپینی نیست که فقط کلیک ارزان بیاورد؛ کمپینی است که با نقش درست، مخاطب درست را به قدم بعدی درست می‌رساند. آشنایی با انواع کمپین Google Ads وقتی ارزشمند می‌شود که بعد از شناخت نام‌ها، بتوانید برای هرکدام مرز، انتظار و معیار موفقیت تعریف کنید.


سوالات متداول درباره انواع کمپین Google Ads

برای جذب لید خدماتی، سرچ بهتر است یا Performance Max؟

اگر تقاضای مستقیم برای خدمت شما در گوگل وجود دارد و هنوز داده تبدیل باکیفیت زیادی ندارید، معمولاً سرچ نقطه شروع قابل کنترل‌تری است. Performance Max می‌تواند بعداً برای مقیاس دادن مفید باشد، اما وقتی کانورژن ترکینگ، کیفیت لید و پیام تبلیغاتی به اندازه کافی تمیز شده باشند.

چرا کمپین Display کلیک زیاد می‌آورد اما لید کم دارد؟

چون کاربر Display معمولاً در لحظه جست‌وجوی فعال نیست. او تبلیغ را در مسیر مصرف محتوا می‌بیند، نه الزاماً در زمان تصمیم خرید. اگر با این مخاطب مثل کاربر سرچ رفتار کنید و مستقیم فرم مشاوره بخواهید، نرخ تبدیل پایین طبیعی است. Display بیشتر برای آگاهی، یادآوری و ریمارکتینگ منطقی است.

آیا Performance Max برای کسب‌وکارهای کوچک مناسب است؟

گاهی بله، اما نه همیشه در شروع کار. اگر بودجه محدود، داده کم و صفحه فرود عمومی دارید، PMax ممکن است زودتر از آن‌که کمک کند، کنترل شما را کمتر کند. برای کسب‌وکار کوچک، بهتر است ابتدا مسیرهای قابل اندازه‌گیری‌تر را اصلاح کنید و سپس با بودجه کنترل‌شده سراغ PMax بروید.

مهم‌ترین معیار انتخاب نوع کمپین چیست؟

مهم‌ترین معیار، هماهنگی نوع کمپین با نیت مخاطب و مرحله قیف فروش است. سرچ برای نیاز آشکار، Display و Video برای آگاهی و یادآوری، Demand Gen برای ساختن تقاضا، و Performance Max برای مقیاس‌دهی مبتنی بر داده مناسب‌ترند. بودجه، کیفیت لندینگ و توان پیگیری فروش هم باید در همین تصمیم دیده شوند.

امتیاز کاربران به این مقاله

این محتوا چقدر برای شما مفید بود؟

رأی شما به بهبود کیفیت مقاله‌ها کمک می‌کند. هر کاربر با یک IP یا کوکی فقط یک بار در روز می‌تواند به هر مقاله امتیاز بدهد.

میانگین فعلی

۵ از ۵

بر اساس ۱ رأی

یک امتیاز انتخاب کنید تا نظر شما ثبت شود.

عکس پروفایل مرتضی ریاحی

درباره نویسنده

مرتضی ریاحی

فول استک دولوپر، متخصص سئو و مهندسی هوش مصنوعی

من مرتضی ریاحی هستم؛ با ۱۷ سال تجربه در وب، طراحی وب سایت، سئو و دیجیتال مارکتینگ، به عنوان فول استک دولوپر روی طراحی و توسعه تجربه های دیجیتال کار می کنم. در سال های اخیر تمرکز ویژه ای هم روی مهندسی هوش مصنوعی، طراحی ایجنت های هوشمند و کاربرد AI در رشد کسب و کارهای دیجیتال داشته ام.

مقالات مرتبط

خدمات مرتبط

کیس استادی مرتبط

طراحی فروشگاه اینترنتی، تجربه کاربری (UX)، طراحی رابط کاربری (UI)، معماری محتوا

فروشگاه آی ار اردر

iRorder یک فروشگاه اینترنتی برای کالاهای کوچک خانه و گجت‌های کاربردی روزمره است؛ از پاوربانک، کابل و شارژر تا اکسسوری خانه، آشپزخانه‌ی کوچک، ابزار سبک و محصولات کمپینگ و سفر. تمرکز پروژه بر دسته‌بندی شفاف محصولات، جستجوی آسان، پیگیری سفارش و ارائه‌ی اطلاعات شفاف هر کالا بود، تا تجربه‌ی خرید ساده و قابل اعتماد باشد.

طراحی سایت

MRVA

وب سایت شخصی-حرفه ای با تمرکز بر پرزنت تخصص، اعتمادسازی و نمایش خدمات در قالبی مینیمال.

طراحی سایت

آبمیوه

آبمیوه یک فروشگاه آنلاین آبمیوه‌ی تازه و طبیعی با تحویل سریع است؛ نوشیدنی‌هایی که هر صبح از میوه‌های فصل و بدون شکر افزوده و نگهدارنده تهیه می‌شوند. تمرکز پروژه بر تجربه‌ای رنگی و شاد، منوی دسته‌بندی‌شده (خنک، دیتاکس، انرژی)، امکان ساخت ترکیب دلخواه و فرایند ساده‌ی سه‌مرحله‌ای سفارش بدون نیاز به عضویت یا اپلیکیشن بود، همراه با بسته‌بندی شیشه‌ای دوست‌دار محیط زیست و تحویل در کمتر از یک ساعت.

دیدگاه ها (0)

نظر خود را ثبت کنید

کپچا

در حال ساخت کپچا...