تبلیغات دیجیتال و جذب لید

نرخ تبدیل گوگل ادز چیست و چطور محاسبه و بیشتر می‌شود؟

اگر گوگل ادز کلیک می‌گیرد اما فرم، تماس یا لید باکیفیت نمی‌آورد، مشکل معمولاً در بودجه نیست؛ در مسیر تبدیل، پیام، لندینگ پیج، ردیابی و کیفیت پاسخ‌گویی است. این مقاله مثل یک عیب‌یابی پروژه واقعی، مسیر اصلاح کمپین را توضیح می‌دهد.

نوشتهمرتضی ریاحی انتشار به‌روزرسانی زمان مطالعه۱۵ دقیقه
نرخ تبدیل گوگل ادز چیست و چطور محاسبه و بیشتر می‌شود؟

نرخ تبدیل گوگل ادز (Conversion Rate) درصد کلیک‌هایی است که به نتیجه‌ای ارزشمند برای کسب‌وکار می‌رسند؛ مثل ارسال فرم، تماس یا درخواست قیمت. فرمولش ساده است: تعداد تبدیل‌ها تقسیم بر تعداد کلیک‌ها، ضرب در ۱۰۰. این عدد فقط وقتی معنا دارد که تبدیل درست تعریف و درست ردیابی شده باشد. برای بیشتر کردنش هم باید به ترتیب نیت کلمات کلیدی، هماهنگی آگهی و صفحه فرود، فرم و نشانه‌های اعتماد را اصلاح کرد، نه اینکه فقط بودجه یا پیشنهاد قیمت (Bid) را بالا برد.

وقتی درباره نرخ تبدیل کمپین گوگل ادز حرف می‌زنیم، منظورمان یک عدد تزئینی در گزارش نیست. این نرخ نشان می‌دهد چند درصد از کسانی که با هزینه وارد سایت شده‌اند، کاری انجام داده‌اند که برای کسب‌وکار ارزش دارد: تماس، تکمیل فرم، رزرو مشاوره، درخواست قیمت یا ارسال پیام. اگر این عدد پایین است، معمولاً مشکل فقط از «کم بودن بودجه» یا «گران بودن کلیک» نیست؛ جایی میان نیت جست‌وجو، وعده تبلیغ، صفحه فرود، اعتمادسازی و پیگیری فروش شکسته است.

این مقاله روی خود شاخص تمرکز دارد: نرخ تبدیل چطور محاسبه می‌شود، چه چیزی تبدیل حساب شود، ردیابی چطور قابل اعتماد شود و کدام اصلاح‌ها عدد را بالا می‌برد. اگر مسئله شما کلیک بدون لید و فروش نکردن کل کمپین است، از راهنمای عیب‌یابی آن شروع کنید؛ اگر هم مدیریت روزانه کمپین را به تیم متخصص می‌سپارید، صفحه مدیریت کمپین گوگل ادز دامنه این خدمت را توضیح می‌دهد. بخش‌های بعدی، مراحل اصلاح را در قالب یک نمونه عیب‌یابی از کسب‌وکارهای خدماتی دنبال می‌کنند.

نرخ تبدیل گوگل ادز چیست؟ فرمول و مثال

نرخ تبدیل نسبت تبدیل‌ها به تعامل‌های تبلیغ است و در کمپین جست‌وجو، تعامل همان کلیک است:

نرخ تبدیل = (تعداد تبدیل ÷ تعداد کلیک) × ۱۰۰

مثلاً اگر کمپین در یک ماه ۸۰۰ کلیک و ۲۴ فرم معتبر داشته باشد، نرخ تبدیل ۲۴ ÷ ۸۰۰ × ۱۰۰ یعنی ۳ درصد است. در خواندن این عدد در پنل گوگل ادز دو نکته را در نظر بگیرید:

  • ستون Conversions فقط تبدیل‌های اصلی (Primary) را می‌شمارد: تبدیل‌های ثانویه (Secondary) فقط در ستون All conv. دیده می‌شوند و در بهینه‌سازی پیشنهاد قیمت نقشی ندارند.
  • تنظیم شمارش (Count) عدد را عوض می‌کند: برای لید گزینه One را انتخاب کنید تا اگر یک نفر سه بار فرم بفرستد، یک تبدیل ثبت شود؛ با گزینه Every، نرخ تبدیل بی‌دلیل بالا می‌رود.

عدد مرجع ثابتی برای نرخ تبدیل خوب وجود ندارد، چون صنعت، پیشنهاد، قیمت و تعریف تبدیل آن را جابه‌جا می‌کند. معیار کاربردی‌تر این است که نرخ لازم را از هزینه قابل قبول هر لید (CPA هدف) حساب کنید: نرخ تبدیل لازم = میانگین هزینه هر کلیک ÷ CPA هدف. اگر هر کلیک به‌طور میانگین ۲ واحد پول هزینه دارد و هر لید حداکثر ۴۰ واحد می‌ارزد، کمپین دست‌کم به نرخ تبدیل ۵ درصد نیاز دارد.

چه چیزی را تبدیل حساب کنیم؟ فرم، تماس یا واتساپ

فقط کاری را تبدیل اصلی کنید که تیم فروش بتواند پیگیری‌اش کند. بقیه را ثانویه نگه دارید تا در گزارش دیده شوند، اما الگوریتم را به سمت خودشان نکشند.

رفتار کاربر روش ردیابی اصلی یا ثانویه نکته
ارسال فرم صفحه تشکر یا رویداد کلیدی (Key Event) در GA4 اصلی ارسال‌های آزمایشی تیم را از گزارش جدا کنید.
تماس از خود آگهی دارایی تماس (Call Asset) در گوگل ادز اصلی حداقل مدت مکالمه را تعیین کنید تا تماس‌های چندثانیه‌ای تبدیل حساب نشوند.
لمس شماره تلفن در سایت رویداد کلیک روی لینک tel: با Google Tag Manager ثانویه لمس شماره یعنی قصد تماس، نه تماس انجام‌شده.
کلیک روی دکمه واتس‌اپ رویداد کلیک در GTM یا GA4 ثانویه کلیک یعنی باز شدن واتس‌اپ، نه شروع گفت‌وگو؛ پیام‌های واقعی را جدا بشمارید.
لید تأییدشده یا قرارداد بارگذاری تبدیل آفلاین (Offline Conversion Import) از CRM اصلی و در صورت امکان مهم‌ترین تبدیل کمپین را به‌جای فرم بیشتر، به سمت مشتری واقعی می‌برد.
بازدید صفحه یا ماندن در سایت GA4 تبدیل نیست برای تحلیل رفتار مفید است، نه برای بهینه‌سازی پیشنهاد قیمت.

علامت‌های نرخ تبدیل پایین در گزارش کمپین

در شروع بررسی، گزارش ظاهراً بد نبود. تبلیغ نمایش می‌گرفت، نرخ کلیک قابل دفاع بود، چند کلمه کلیدی هم جایگاه مناسبی داشتند. اما خروجی اصلی، یعنی لید، ناپایدار و کم‌کیفیت بود. بعضی تماس‌ها اشتباه بودند، فرم‌ها ناقص پر می‌شدند، و بخشی از کاربران فقط قیمت می‌پرسیدند و ناپدید می‌شدند.

تصویر مفهومی درباره نرخ تبدیل کمپین گوگل ادز در تبلیغات دیجیتال و جذب لید
نمایی مفهومی از نرخ تبدیل کمپین گوگل ادز برای توضیح بهتر نکات این محتوا.

اشتباه رایج همین‌جاست: مدیر کمپین سریع سراغ افزایش بودجه یا تغییر بید می‌رود. اما افزایش بودجه روی سیستمی که خوب تبدیل نمی‌کند، مثل باز کردن شیر آب روی لوله نشتی است. ورودی بیشتر می‌شود، ولی خروجی سالم نه.

نکته تشخیصی: قبل از اینکه پول بیشتری خرج کنید، باید بفهمید کاربر بعد از کلیک دقیقاً کجا مردد می‌شود؛ در پیام تبلیغ، در صفحه فرود، در فرم، در تماس یا در پیگیری بعد از لید.

در این پروژه، اولین تصمیم این نبود که کمپین از نو ساخته شود. تصمیم درست‌تر این بود که مسیر کاربر از لحظه سرچ تا لحظه تماس روی کاغذ بیاید. کاربر چه عبارتی سرچ می‌کند؟ چه وعده‌ای در آگهی می‌بیند؟ وارد چه صفحه‌ای می‌شود؟ در چند ثانیه اول چه چیزی می‌فهمد؟ آیا می‌داند باید چه اقدامی انجام دهد؟ آیا حس می‌کند شرکت قابل اعتماد است؟


اهرم اول نرخ تبدیل: کلمه کلیدی با قصد خرید

اولین شکست در سطح کلمه کلیدی پیدا شد. بخشی از بودجه روی عباراتی می‌رفت که حجم جست‌وجوی خوبی داشتند، اما نیت تجاری ضعیفی پشت آن‌ها بود. کاربری که «روش‌های بازسازی خانه» را جست‌وجو می‌کند با کاربری که «هزینه بازسازی آپارتمان در تهران» را می‌نویسد، در یک مرحله از مسیر خرید نیست. اولی شاید هنوز در حال تحقیق باشد؛ دومی به تصمیم نزدیک‌تر است.

برای شرکت‌های خدماتی، کیفیت لید از همان عبارت جست‌وجو شروع می‌شود. اگر کمپین با کلمات عمومی، آموزشی یا مبهم پر شده باشد، نرخ تبدیل پایین می‌آید حتی اگر صفحه فرود خوب باشد. چون کاربر هنوز آماده تماس نیست.

در اصلاح کمپین، کلمات به سه دسته تقسیم شدند:

  • کلمات با قصد خرید بالا: شامل درخواست قیمت، سفارش، مشاوره، نزدیک من، فوری، شرکت، متخصص و نام خدمت مشخص.
  • کلمات تحقیقاتی: مناسب برای محتوا و ریمارکتینگ، نه همیشه مناسب برای کمپین مستقیم جذب لید.
  • کلمات پرهزینه اما مبهم: عباراتی که کلیک می‌آورند اما کاربر را با نیاز نامشخص وارد صفحه می‌کنند.

بعد از این دسته‌بندی، بودجه از کلمات مبهم به سمت عبارت‌های دقیق‌تر منتقل شد. همچنین سرچ‌ترم‌ها بررسی شدند تا کلمات منفی اضافه شود. کلمه منفی فقط یک تنظیم فنی نیست؛ سپر دفاعی بودجه است. اگر آن را جدی نگیرید، بخشی از پول تبلیغات صرف کسانی می‌شود که اساساً مشتری شما نیستند.


اهرم دوم نرخ تبدیل: هم‌خوانی آگهی و لندینگ پیج

مرحله بعدی بررسی پیام بود. تبلیغ روی «مشاوره تخصصی و برآورد هزینه» تأکید می‌کرد، اما صفحه فرود با معرفی طولانی شرکت شروع می‌شد. کاربر روی وعده‌ای کلیک کرده بود که پاسخ فوری می‌خواست؛ اما صفحه از او می‌خواست اول درباره تاریخچه برند بخواند. این ناهماهنگی ساده، نرخ تبدیل را می‌کشد.

برای افزایش نرخ تبدیل، آگهی و لندینگ پیج باید یک داستان واحد بگویند. اگر کاربر عبارت «تبلیغات گوگل برای کلینیک» را جست‌وجو کرده، تیتر صفحه نباید فقط «خدمات دیجیتال مارکتینگ» باشد؛ باید بفهمد دقیقاً همان نیازش دیده شده است. در اصلاح این کمپین، تیتر صفحه، زیرتیتر، دکمه اصلی و بخش مزیت‌ها دوباره نوشته شد تا با پیام تبلیغ هماهنگ شود.

یک لندینگ پیج گوگل ادز خوب قرار نیست همه چیز را درباره برند توضیح دهد. کار اصلی آن این است که تردید کاربر را کم کند، پیشنهاد را روشن کند و مسیر تماس را کوتاه نگه دارد. صفحه‌ای که می‌خواهد هم درباره شرکت توضیح دهد، هم تمام خدمات را معرفی کند، هم مقاله آموزشی باشد، معمولاً هیچ‌کدام را خوب انجام نمی‌دهد.

اگر کاربر بعد از کلیک مجبور شود حدس بزند شما دقیقاً چه کمکی می‌کنید، هزینه آن حدس زدن را شما با کاهش نرخ تبدیل پرداخت می‌کنید.


اهرم سوم نرخ تبدیل: فرم و تماس کم‌اصطکاک

در ظاهر، فرم صفحه ساده بود؛ نام، شماره تماس، نوع خدمت، توضیحات، بودجه، زمان مدنظر و چند فیلد دیگر. اما همین «چند فیلد دیگر» باعث می‌شد کاربر در لحظه تصمیم عقب بکشد. کاربری که از تبلیغ وارد شده، هنوز به شما اعتماد کامل ندارد. هر فیلد اضافه، یک سؤال ذهنی تازه می‌سازد: چرا باید این را بنویسم؟ بعدش چه می‌شود؟ با من تماس می‌گیرند یا مزاحمت ایجاد می‌شود؟

در اصلاح صفحه، فرم به نسخه کوتاه‌تر تبدیل شد. فقط اطلاعات لازم برای شروع مکالمه باقی ماند: نام، شماره، نوع نیاز و یک توضیح اختیاری. کنار فرم هم یک جمله شفاف اضافه شد که بعد از ارسال چه اتفاقی می‌افتد. همین جزئیات کوچک، اصطکاک روانی را کم می‌کند.

برای کسب‌وکارهای خدماتی، تماس تلفنی هم به اندازه فرم مهم است. در نسخه اولیه، شماره تماس در پایین صفحه بود و روی موبایل به راحتی دیده نمی‌شد. بعد از اصلاح، دکمه تماس در بخش اول صفحه و در نقاط تصمیم‌گیری تکرار شد؛ نه آن‌قدر زیاد که مزاحم باشد، نه آن‌قدر پنهان که کاربر دنبال آن بگردد.

کاربر خدماتی معمولاً دنبال اطمینان قبل از تماس است. اگر صفحه فقط دکمه داشته باشد اما اعتماد نسازد، دکمه کار نمی‌کند. اگر اعتماد بسازد اما دکمه پنهان باشد، باز هم تبدیل از دست می‌رود.


اهرم چهارم نرخ تبدیل: نشانه‌های اعتماد در صفحه

بخشی از کاهش نرخ تبدیل به نبود نشانه‌های اعتماد مربوط بود. صفحه می‌گفت «تخصصی»، «حرفه‌ای» و «با کیفیت»، اما مدرک کافی نشان نمی‌داد. در بازار رقابتی خدمات، این کلمات به تنهایی دیگر قانع‌کننده نیستند. کاربر می‌خواهد بداند با چه کسی طرف است، چه تجربه‌ای پشت پیشنهاد وجود دارد و آیا دیگران از این مسیر نتیجه گرفته‌اند یا نه.

در این مرحله، چند عنصر به صفحه اضافه شد: نمونه کوتاه از نوع پروژه‌ها، توضیح فرآیند همکاری، پاسخ به نگرانی‌های رایج، نشانه‌های اعتبار، و یک بخش کوتاه درباره اینکه برای چه نوع مشتریانی مناسب هستیم و برای چه نوع پروژه‌هایی نه. همین صداقت، کیفیت لید را بالا می‌برد. وقتی همه را جذب کنید، تیم فروش مجبور می‌شود وقت زیادی را صرف غربال‌گری کند. وقتی پیام دقیق‌تر باشد، افراد نامناسب زودتر حذف می‌شوند.

نکته مهم این است که اعتمادسازی نباید تبدیل به شلوغی شود. لوگوی زیاد، متن طولانی، ادعای اغراق‌آمیز و وعده‌های قطعی، گاهی اثر معکوس دارند. اعتماد از وضوح می‌آید، نه از فشار تبلیغاتی.

در برخی پروژه‌ها، مشکل فقط کمپین نیست؛ جایگاه گوگل ادز در کل استراتژی دیجیتال برند اشتباه تعریف شده است. تبلیغ قرار است تقاضای آماده را شکار کند، اما اگر پیام برند، پیشنهاد، قیمت‌گذاری و محتوای پشتیبان نامنسجم باشد، حتی بهترین کمپین هم مجبور می‌شود ضعف‌های بیرون از پنل تبلیغاتی را جبران کند.


ردیابی تبدیل: وقتی داده غلط باشد، تصمیم هم غلط می‌شود

تا اینجا صفحه و پیام اصلاح شده بود، اما یک مشکل جدی باقی مانده بود: داده‌ها قابل اعتماد نبودند. بعضی تماس‌ها در گزارش ثبت نمی‌شدند، بعضی فرم‌های تست به عنوان لید واقعی شمرده می‌شدند، و چند اکشن کم‌ارزش هم در کنار لید اصلی بهینه‌سازی را منحرف می‌کردند. وقتی گوگل ادز سیگنال غلط بگیرد، یادگیری کمپین به سمت رفتارهای بی‌ارزش می‌رود.

در پروژه، تبدیل‌ها از نو تعریف شدند. تماس معتبر، ارسال فرم واقعی و درخواست مشاوره به عنوان اقدام‌های اصلی باقی ماندند. کلیک روی دکمه‌های کم‌اهمیت، بازدید از صفحه و رفتارهای سطحی از conversion اصلی جدا شدند. همچنین کیفیت لیدها با گزارش فروش مقایسه شد؛ چون لید زیاد، اگر به جلسه یا قرارداد نرسد، فقط ظاهر گزارش را زیبا می‌کند.

افزایش نرخ تبدیل کمپین گوگل ادز بدون ردیابی درست، بیشتر شبیه حدس زدن است تا بهینه‌سازی. باید بدانید کدام کلمه، کدام آگهی، کدام صفحه و کدام ساعت، لید باکیفیت ساخته است. و مهم‌تر: کدام‌یک فقط هزینه ساخته‌اند.


تنظیم ردیابی تبدیل قبل از بهینه‌سازی

  1. تبدیل‌های اصلی را مشخص کنید: دو یا سه مورد از جدول بالا که به فروش نزدیک‌ترند.
  2. برچسب را نصب کنید: تگ گوگل (Google tag) را با Google Tag Manager روی همه صفحات بگذارید و فرم و تماس را به‌صورت رویداد کلیدی در GA4 یا تبدیل مستقیم (Conversion Action) در گوگل ادز تعریف کنید. برای هر تبدیل فقط یکی از این دو منبع را اصلی کنید تا تبدیل دوبار شمرده نشود.
  3. Enhanced Conversions for Leads را فعال کنید: ایمیل یا شماره‌ای که کاربر در فرم وارد می‌کند به‌صورت هش‌شده ارسال می‌شود و تطبیق تبدیل با کلیک دقیق‌تر می‌شود.
  4. شناسه کلیک را نگه دارید: مقدار GCLID را در فیلد مخفی فرم ذخیره کنید تا بعداً بتوانید لیدهای تأییدشده در CRM را به گوگل ادز برگردانید.
  5. آزمایش کنید: یک فرم و یک تماس آزمایشی انجام دهید و در Tag Assistant و ستون وضعیت (Status) تبدیل‌ها بررسی کنید که ثبت شده‌اند. نتیجه مورد انتظار: هر فرم دقیقاً یک تبدیل بسازد.

اگر این زیرساخت هنوز آماده نیست، راه‌اندازی آنالیتیکس و ردیابی تبدیل را پیش از هر تغییری در کمپین انجام دهید؛ بهینه‌سازی روی داده غلط، الگوریتم را به سمت اشتباه آموزش می‌دهد. در فروشگاه اینترنتی هم قبل از تست صفحه و پیشنهاد، سرعت سایت فروشگاهی را بسنجید؛ صفحه‌ای که روی موبایل دیر باز می‌شود، بخشی از کلیک‌ها را پیش از دیدن پیشنهاد از دست می‌دهد.

چک‌لیست اصلاح کمپین قبل از افزایش بودجه

بعد از چند دور اصلاح، مسیر تصمیم‌گیری ساده‌تر شد. هر بار که کمپین افت می‌کرد یا هزینه لید بالا می‌رفت، به جای تغییرات پراکنده، این چک‌لیست بررسی می‌شد:

  1. نیت جست‌وجو را بررسی کنید: آیا کلمات اصلی واقعاً به خرید، تماس یا درخواست قیمت نزدیک‌اند؟
  2. گزارش Search Terms را تمیز کنید: عبارت‌های بی‌ربط، آموزشی یا استخدامی را با کلمات منفی حذف کنید.
  3. هماهنگی آگهی و صفحه را بسنجید: وعده‌ای که در تبلیغ می‌دهید باید در تیتر اول صفحه دیده شود.
  4. فرم را کوتاه کنید: فقط اطلاعات لازم برای شروع گفت‌وگو را بپرسید.
  5. اعتماد را در نیمه اول صفحه بسازید: نه با شعار، با نشانه‌های واقعی، فرآیند روشن و پاسخ به نگرانی‌ها.
  6. موبایل را جداگانه ببینید: بیشتر خطاهای تبدیل در موبایل پنهان می‌شوند؛ دکمه تماس، سرعت، خوانایی و فرم را روی گوشی تست کنید.
  7. تبدیل‌های اصلی و فرعی را جدا کنید: همه کلیک‌ها و تعامل‌ها ارزش یکسان ندارند.
  8. کیفیت لید را از فروش بپرسید: اگر تیم فروش می‌گوید لیدها نامرتبط‌اند، مسئله را فقط در پنل گوگل ادز جست‌وجو نکنید.

در پایان این مسیر، نتیجه فقط افزایش تعداد فرم‌ها نبود. مهم‌تر از آن، نسبت لیدهای قابل پیگیری بهتر شد. تیم فروش با درخواست‌های روشن‌تری روبه‌رو بود، تماس‌های اشتباه کمتر شد، و بودجه به جای پخش شدن روی ترافیک عمومی، روی جست‌وجوهای جدی‌تر متمرکز شد.

هدف از بهینه‌سازی، ارزان‌تر کردن هر کلیک نیست؛ هدف این است که هر کلیک شانس بیشتری برای تبدیل شدن به یک فرصت واقعی فروش داشته باشد.


سوالات پرتکرار درباره افزایش نرخ تبدیل گوگل ادز

نرخ تبدیل خوب در گوگل ادز چند درصد است؟

عدد ثابتی وجود ندارد؛ صنعت، پیشنهاد و تعریف تبدیل آن را تغییر می‌دهد. نرخ لازم را از CPA هدف حساب کنید (میانگین هزینه هر کلیک ÷ CPA هدف) و نرخ فعلی را با دوره‌های قبلی همان کمپین بسنجید، نه با میانگین کسب‌وکارهایی که تبدیل را طور دیگری تعریف کرده‌اند.

آیا افزایش بودجه باعث افزایش نرخ تبدیل می‌شود؟

نه الزاماً. بودجه بیشتر می‌تواند لید بیشتری بسازد، اما اگر مسیر تبدیل ایراد داشته باشد، فقط هزینه بیشتری ایجاد می‌کند. قبل از افزایش بودجه، باید مطمئن شوید کلمات، آگهی، لندینگ پیج، فرم و ردیابی درست کار می‌کنند.

لندینگ پیج بهتر است کوتاه باشد یا بلند؟

طول صفحه به پیچیدگی خدمت و میزان تردید کاربر بستگی دارد. برای خدمات ساده، صفحه کوتاه و مستقیم بهتر جواب می‌دهد. برای خدمات گران‌تر یا مشاوره‌ای، صفحه باید به اندازه کافی اعتماد بسازد، فرآیند را توضیح دهد و نگرانی‌ها را پاسخ دهد؛ بدون اینکه کاربر را خسته کند.

از کجا بفهمیم لیدهای گوگل ادز باکیفیت هستند؟

فقط به تعداد فرم‌ها نگاه نکنید. کیفیت لید را با تماس موفق، تناسب نیاز، بودجه، زمان تصمیم‌گیری و نرخ تبدیل به جلسه یا قرارداد بسنجید. وقتی داده تبلیغات با گزارش فروش کنار هم قرار بگیرد، تصویر واقعی عملکرد کمپین دیده می‌شود.

چرا نرخ تبدیل گوگل ادز با گزارش GA4 یکی نیست؟

گوگل ادز تبدیل را به تاریخ کلیک نسبت می‌دهد و فقط تبدیل‌هایی را می‌شمارد که به تبلیغ خودش برمی‌گردند، اما GA4 تبدیل را در تاریخ وقوع ثبت می‌کند و ممکن است آن را به کانال دیگری نسبت دهد. تنظیم شمارش و مدل انتساب (Attribution) هم در دو ابزار می‌تواند متفاوت باشد؛ برای تصمیم‌گیری، یکی را منبع اصلی تعریف کنید.

مرتضی ریاحی

مرتضی ریاحی

متخصص ارشد SEO و GEO، توسعه‌دهنده فول‌استک و متخصص هوش مصنوعی کاربردی

دیدگاه‌ها و تجربه‌ها

گفت‌وگوی کاربران

دیدگاه‌ها و تجربه‌ها

پرسش، تجربه یا نکته تکمیلی خود را با دیگر خوانندگان در میان بگذارید.

۱ دیدگاه
نظر ۱

هانیه نصیری

نکته مهمی که متن خوب به آن اشاره کرده، جدا کردن «کلیک گرفتن» از «لید گرفتن» است؛ خیلی از کمپین‌ها CTR قابل‌قبول دارند اما کاربر بعد از ورود به لندینگ سردرگم می‌شود. به‌نظرم بد نیست در ادامه، روی سناریوهای ردیابی هم دقیق‌تر مانور داده شود؛ مثلا تفاوت تماس واقعی ۶۰ ثانیه‌ای با کلیک اشتباهی روی دکمه تماس. اگر مسیر پاسخ‌گویی تیم فروش کند باشد، حتی بهترین کلمه کلیدی هم تبدیل را نجات نمی‌دهد. برای این بخش چه شاخصی پیشنهاد می‌شود؟

مشارکت در گفت‌وگو

نظر خود را ثبت کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری مشخص شده‌اند.

کپچای دیدگاه

در حال ساخت کپچا...